مجبورم آرومت کنم، شاید بخندی
شاید بتونم گریه تم طاقت بیارم
تو ساکتی این خونه لبریز سکوته
تو ساکتی و روز آرومی ندارم
احساس خوبی نیست، این روزای آخر
دنیای نا آروممونو غم بگیره
من دارم عادت می کنم، این بی قراری
هر روز وادارم کنه گریه م بگیره
کی باورش می شد یه شب دستات مال من نشه
دنیای من باشی ولی دنیات مال من نشه
کی باورش می شد یه شب، تقویممون پرپر شه و
هر لحظه با تو، لحظه ی تحویل سال من نشه؟
وقتی نشه هر لحظه رویا تو بغل کرد
احساسمو پای کدوم حسرت بریزم
دارم به آخر می رسم دست خودم نیست
دارم از این دیوونه تر می شم عزیزم
من با تو و تنهاییات همراه می شم
روزای نا آروممونو برنگردون
چیزی بگو شاید دلت آروم بگیره
چیزی بگو این ساعتا رو سرنگردون
کی باورش می شد یه شب دستات مال من نشه
دنیای من باشی ولی دنیات مال من نشه
کی باورش می شد یه شب، تقویممون پرپر شه و
هر لحظه با تو لحظه ی تحویل سال من نشه؟
محمد نویری
شهریور 88
.
.
روزای ما گذشت اما خودت بگو با هم برای ما چی غیر ممکن بود
سهم تو از این عشق چن تا غزل بود و سهم من از این عشق چن تا بروفن بود؟
.
.
و ....
به اين روزاي بد عادت ندارم به اينكه باشي و دلگير باشي
به اینکه زیر بارون زمستون يه شب پيدا شي و دلگير باشي
يه شب پيدا شي و بارون بگيره يه شب بارون بياد و دورتر شي
ببینی آسمونم بغض کرده، بترسی پای پائیزم هدر شی
بترسی خونه باشی و کسی از غم روزای پائیری نپرسه
بترسی بعد از این روزا؛ بری و کسی از رفتنت چیزی نپرسه
به اين حال بد عاد ت كن، به بغضی که تو چشمامه
به خوابی که نمی بینم، به حسی که هنوز بامه
به این حال بد عادت کن، به آغوشی که وا مونده
به قلبی که هنوزم توی دستای تو جا مونده
به اين روزاي بد عادت ندارم به دنيايي كه دستاتو نداره
به روزایی که دستاتو نگیرم، به روزایی که آرامش نیاره
به این روزا که شاید هر دقیقه ش، به تنها تر شدن مجبور تر شی
به این روزا که توی خواب شاید، يه شب بارون بياد و دورتر شي
به دستای تو عادت کرده بودم به دستایی که با من بود و پژمرد
به دستایی که بوی عشق می داد به دستایی که آرامش میاورد
به اين حال بد عاد ت كن، به بغضی که تو چشمامه
به خوابی که نمی بینم، به حسی که هنوز بامه
به این حال بد عادت کن، به آغوشی که وا مونده
به قلبی که هنوزم توی دستای تو جا مونده
محمد نویری
دی 87
به چيزي فك نكن، بيرون سنگر، زمينامونو به صُلّابه بسته ن
كجاي كار دنيا گير كردي؟ كه نخلا تو غمت چله نشسته ن
به چيزي فك نكن، جز من كه فردا، توي خاكستر نخلا غريبم
مني كه كوچه هامون پيش رومه، ولي حس مي كنم اينجا غريبه م
مگه قصد چيو كردي كه اين خاك، به دست و پات مي افته بموني؟
داری سمت کدوم آغوش می ری؟ منو داری کجاها می کشونی؟
داری سمت کدوم آینده می ری؟ که امشب قصد کردی بر نگردی؟
کدوم حاجت تو دستت جا نمی شد، که حتی دست و پاتم نذر کردی؟
به چیزی فک نکن، جز کوچه هایی که حتی اسمشونم از تو دارن
به چیزی فک نکن جز سنگرایی که دارن سر روی شونه ت می ذارن
مگه قصد چيو كردي كه اين خاك، به دست و پات مي افته بموني؟
داری سمت کدوم آغوش می ری؟ منو داری کجاها می کشونی؟
محمد نویری
آبان ۸۷
از راه بر می گردی و خواب من از عطرت پره
وقتی تو از راه می رسی، حتی خدا جا می خوره
دنیامو تو چشمای تو گم می کنم تا می رسی
آدم به حوا می رسه، وقتی تو از راه می رسی
گريه م نمي گيره ببخش، اما به آغوشت قسم
چيزي نمي خوام از خدا، وقتي به دستات مي رسم
وقتي تو از راه مي رسي،انگار محشر مي رسه
انگار با لبخند تو دنيا به آخر مي رسه
دستامو مي گيري و شب، گم مي شه تو اين حادثه
وقتي تو از راه مي رسي،آدم به حوا مي رسه
گريه م نمي گيره ببخش، اما به آغوشت قسم
چيزي نمي خوام از خدا، وقتي به دستات مي رسم
محمد نويري/ مهر 87
ما شبیه هم لباس می پوشیم
ما شبیه هم سلام می کنیم
شبا می میریم، صبا پا می شیم
با هم واسه وام، اقدام می کنیم
روز از هزار جا نه! می شنویم و
شب با هزار تا امید می خوابیم
به پدرامون شبیهیم اما
ما بچه های این انقلابیم
وقتی که دخل و خرجمون نخوند
خطّای اعتباری گرفتیم
وقتی گشنگی امونمون نداد
روزه ی بد بیاری گرفتیم
وقتی خوشی زد زیر دلامون
انتخاباتو تحریم کردیم
با خنده فحش دادیم به مردم
ارباب رجوعو تکریم کردیم
با پدرامون خیلی فرق داریم
ما بچه های قرن جدیدیم
توی کافی شاپ قرار می ذاریم
کاباره رو توی فیلما دیدیم
با پدرامون خیلی فرق داریم
ما وقت قرار آیس پک می خوریم
توی دانشگاه، شعار می دیم و
تا جای ممکن کتک می خوریم
وقتی که دخل و خرجمون نخوند
خطّای اعتباری گرفتیم
وقتی گشنگی امونمون نداد
روزه ی بد بیاری گرفتیم
وقتی خوشی زد زیر دلامون
با چشم بسته گفتیم "تحریم"
با روزی سه لیتر سوختیم و ساختیم
اما هنوزم آدم نشدیم
ما شبیه هم فرم پر می کنیم
ما مثل هم آهنگ گوش می کنیم
همه کارامون شبیه همه
یا توش می مونیم، یا توش می کنیم
روز از هزار جا نه! می شنویم و
شب با هزارتا امید می خوابیم
به پدرامون شبیهیم اما
ما بچه های این انقلابیم
وقتی که دخل و خرجمون نخوند
خطای اعتباری گرفتیم ...
محمد نویری
مرداد 87
شرمنده تم آقا اگه، از ذولجناحت کمترم
از خيمه ها جا موندم و از خاک راهت کمترم
عمرم اگه ياري نکرد، پاهام اگه همراه نبود
فردا اگه ويرونه بود، دنيا اگه دنيا نبود
عمرم اگه ياري نکرد، دستام اگه کاري نکرد
چشمام اگه تو کوچه هاي شب عزاداري نکرد
روزي که هل من ناصرٍ پيچيد توي کوچه ها
وقتي نماز آخر و مي خوندي توي کربلا
هفتاد و دو تا آسمون وقتي که پرپر مي زدن
شرمنده تم آقا اگه کاري نکرد دستاي من
عمرم اگه ياري نکرد، دستام اگه کاري نکرد
چشمام اگه تو کوچه هاي شب عزاداري نکرد
محمد نویری
آهنگساز و تنظیم کننده: فرشاد دادخواه
خواننده: محمد سلیم رهبر
آلبوم: محمد سلیم رهبر
تموم راه تو فکر تو بودم٬ تنم با پای خسته م راه نیومد
زمین از لحظه هام هر لحظه کم شد، ولی پس کوچه ها کوتاه نیومد
شبی که ناله هامو خاک می خورد، شبی که شونه هاتو باد می برد
شبی که تو دلت خوش بود اما٬ یکی توی اتاقش داشت می مرد
شبی که باد توی خونه پیچید، چی می شد اشکو تو چشمام ببینی؟
چی می شد پا به پام باشی چی می شد، شده یه لحظه هم با من بشینی؟
شبی که خونه دنبال تو می گشت٬ کدوم جاده تو رو از من جدا کرد؟
کدوم روزٍ کدوم ماهِ کدوم سال منو آواره ی این کوچه ها کرد؟
تموم روز تو فکر تو بودم٬ تموم ماه با فکر تو سر شد
تموم هفته ها بوی تو رو داشت٬ دلم صد سال بی تو پیر تر شد
همین روزاست برگردی ببینی٬ نمی شه روبروی من بشینی
همین روزاست عادت کرده باشم٬ همین روزاست برگردی ببینی...
تموم راه تو فکر تو بودم...
ترانه سرا: محمد نویری
خواننده: محمد سلیم رهبر
آهنگساز و تنظیم کننده: فرشاد دادخواه
آلبوم: همین چیزای ساده
مغازه های بسته و سینماهای نیمه باز
نوبت آدم کردن، آدمای زبون دراز
پروژه های قیمتی، ساختمونای نیمه ساز
بازارِ عکس و فیلمِ چیز، سی دیای غیر مجاز!
کیوسکای روزنامه و حراج روزنامه ی زرد
ضرغامی سنتوری رو دید، بچه ی یانگوم، ختنه کرد
ایرانسل و طرح جدید "زنگ بزنین، زن بگیرین"
مجلس و حرفای یه مشت اصولگرای نقطه چین
"با این همه ای قلب دربدر از یاد مبر که ما...(۱)
هیچکسی پول نفتو روی سفره هامون نیاورد
مدینه ی فاضله تو کاغذای باطله مُرد
تو کوچه پس کوچه ها از اون همه بغض و اعتراض
فقط یه مرد موند و یه پَک سنتوری غیر مجاز
اتوپیا یعنی همین، تعطیلی تو قحطی گاز
هر کی نمی خواد، به درک، راه بازه و جاده دراز
"با این همه ای قلب دربدر از یاد ببر که ما ..."
محمد نویری
اسفند ۸۶
۱) با این همه/ای قلب دربدر/از یاد مبر که ما/من و تو/عشق را رعایت کردیم/از یاد مبر که ما/من و تو/انسان را رعایت کردیم/خود اگر شاهکار خدا بود/یا نبود...(قسمتی از شعر چلچلی - احمد شاملو)
نه اینکه خسته م از دستات عزیزم، نه اینکه از تو و از عشق سیرم
نه اینکه دیگه بی تابت نباشم، سراغِ داغِ دستاتو نگیرم
اگه می گم کنار هم نمونیم، فقط دلواپس فردام عزیزم
فقط می خوام، فرداتو ببینم، فقط می خوام فرداتو نگیرم
اگه باورش سخته، باور نکن، ولی زندگی ما رو با هم نخواست
اگه دارم از عشقمون می گذرم، به عشق تو می رم حواست کجاست؟
دوباره خواب دیده م بغض کردی، واسه روزای بی فردای تقویم
دوباره خواب دیده م سبز می شی، میون خش خش برگای تقویم
دوباره بی قراری، راه می ری، دوباره آیه الکرسی می خونی
دوباره تا سحر بیدار موندی؟ دوباره نذر کردی مال هم شیم؟
اگه باورش سخته، باور نکن، ولی زندگی ما رو با هم نخواست
تموم شبایی که خوابم نبرد، به فکر تو بودم، حواست کجاست؟
محمد نویری
تابستان ۸۶
تو تکرار شب تلخ مصيبت، هجوم بغض حسرت تو گلومه
شبای بي عبور رفتن تو، چراغوني مرگ آرزومه
ميون غربت اين کوچه امشب غروب آرزوهامو مي بینم
نمی شه پا به پای من بمونی، نمی شه روبروی تو بشینم
نمي دونم کدوم پس کوچه بي تو پناه پرسه هاي بي کسيمه
کدوم فردا دلیل خستگی مه، کدوم شب مرهم دلواپسيمه
دوباره آسمونو دوره کردهم، توي بی خوابی ماه و ستاره
توی این کوچه های تنگ و تاریک دلم افتاده از پا و دوباره:
نمي دونم کدوم پس کوچه بي تو پناه پرسه هاي بي کسيمه
کدوم فردا دلیل خستگی مه، کدوم شب مرهم دلواپسيمه
تو تکرار شب تلخ مصيبت کسی جز من میون کوچه ها نیست
میون وحشت این شب غریبم، کسی غمگین مرگ این صدا نیست
محمد نویری
بهمن ۸۳
آهنگساز و تنظیم کننده: فرشاد دادخواه
خواننده: محمد سلیم رهبر
آلبوم: همین چیزای ساده
نمي ذارم، کسي این بار از من، عزیز آرزوهامو بگیره
نمی ذارم کسی تو خون نرقصه ولی جرات کنه، جامو بگیره
نه ديگه، اين دفه، من قصه می گم، کسي حرفي داره، با من طرف شه
با هیچکی بعد از این، شوخی ندارم، کسي چیزی بگه باید تلف شه
امشب نگاهم با توئه، هوش و حواسم با خودم
اینی که می خنده توئی؟ یا من خیالاتی شدم؟
از امشب تا شب مرگ دلامون، اگه یک تار از موی تو کم شه
یه کاری می کنم، پای تمومِ اونا که باعثش بودن قلم شه
اگه دستات مال من بمونه، به حرف این و اون کاری ندارم
بذار به ت گفته باشم خیلی وقته که اعصاب عزاداری ندارم
امشب نگاهم با توئه، هوش و حواسم با خودم
اینی که می خنده توئی؟ ...
محمد نویری
مهر-اسفند۸۶
به چی دل خوش کنم وقتی تو نیستی به غربت یا به شعرای نخونده؟
ببین غم راه چشمامو گرفته، نگاه کن غصه تا اینجام رسیده!
نگو فردا؟ کدوم فردا؟ کدوم ما؟ کسی خوابی برای ما ندیده
پر از دردم، اگه چیزی نمی گم هنوز دلواپس تنهاییاتم
هنوزم هر جا باشی نازنینی هنوزم هر جا باشی پابه پاتم
ببین از شرم این دستای خالی تموم خونه مونو غم گرفته
ببین پس کوچه ها باور ندارن ازم دلگیری و گریه م گرفته
پر از حرفم اگه چیزی نمی گم نمی خوام هیچ کسی چیزی بدونه
اگه از آرزوهامون نمی گم نمی خوام حسرتش واسه ت بمونه
نپرس از دل، نپرس از آرزوهام فقط این لحظه ها رو پا به پام باش
نترس از گریه های بی بهونه م فقط دلواپس تنهاییام باش
محمد نویری
۱۹ مهر ۸۶
به هفت زبون حرف می زنی،آره تو بهتر از منی دمت گرم!
روزنامه خونی مثلا، عطر فرنگی می زنی دمت گرم!
از منطق و فلسفه تا فوق لیسانس معماری
هر چیزی که ما نداریم تو شیش تا شیش تا شو داری دمت گرم
از آسمون و از زمین، دیپلم افتخار داری دمت گرم
ما ایزوی غصه داریم به کار ما چی کار داری؟
می گه ن توی خونه ت فقط، فیلمای ارجینال داری
می گن سه تار می زنی وآرشیو دث متال” داری دمت گرم!
تو همه صفا اولی، حتی توصف بربری
آره تو اهل قلمی، آره تو صاحب نطری دمت گرم
گریه و غصه و عزا، خستگی و دربدری
زندگی مون فیلمهندیه، تو زندگی ت فیلمهنری! دمت گرم!
ما هر چی ام داد می زنیم، محل سگ نمی ذارن
تو هذیونت شعر می شه و شعرای ما دری وری دمت گرم
آره پسر، تو محشری، از همه کار درست تری
هر جوری ام حساب کنی، از ما یه جورایی سری دمت گرم!
ما عشق سلمان خان و تو، رفیق نیکول کیدمنی! دمت گرم!
کارت درسته بد رقم، به قول بچه ها گفتنی دمت گرم
ترانه سرا: محمد نویری
آهنگساز، خواننده، تنظیم کننده: مسعود بقایی
دمت گرم رو شهریور امسال به پیشنهاد مسعود بقایی عزیز نوشتم. قسمت هایی از ترانه هم کار مسعوده، آهنگ این ترانه رو میتونید از اینجا دانلود کنید.
نظرات (ورد پرس)
دعا کن تا ورق جوری نگرده كه پاييزاي كهنه پا بگيره
دعا كن، بازي تقويم و تقدير نتونه امشبو از ما بگيره!
دعا كن، آرزوهاي من و تو مث دستاي تو، آزاد باشه
دعا كن قسمت دستاي سردم همون كه خوب من مي خواد باشه
منو ازاين شب ابري صدا كن تموم امشبو همراه من باش
دعا كن تا سكوتم زير و رو شه مث هر شب رفيق راه من باش
غماتو گریه کن تا جون بگیرم بذار دستام از عشقت خون بگیره
هنوزم تشنَمه اخماتو وا کن یه کاری کن چشام بارون بگیره
تو می دونی که با این کوچه ی تار صدایی جز قدمهات آشنا نیست
تو می دونی به جز اشكام بي تو چراغی بي قرار كوچه ها نیست
دعا کن تا کسی چیزی نفهمه از اين پس كوچه های بي تو بودن
دعا کن امشبو با هم بمونيم دعا کن آرزوها پا بگیرن
دعا كن تا ورق جوري نگرده...
محمد نويري / مهر 86
وقتی رفتم کسی بدرقه م نکرد، کسی تنهاییمو از من نگرفت
کوچه ای با کاسه های بدرقه جلو رامو وقت رفتن نگرفت
کسی بارونیِ چشمامو نخواست کسی تنهایی دستامو ندید
بودنم فرقی واسه کسی نداشت، وقتی رفتم کک هیچکس نگزید!
میون جاده ها، گم می شم اما، بذار این لحظه ها رو با تو باشم
نذار این جوری تسلیم سکوت شبای ابری بی انتها شم
وقتی رفتم، از تموم خونه ها، بوی حلوای جنوبی می اومد
وقتی رفتم، آسمون کل می کشید، شیشه ی پنجره ها دهل می زد
وقتی رفتم، وقتی رفتم، یه نفر، رو به کوچه ها نگفت سفر به خیر
یه نفر نگفت که یاد كوچه ها، یاد آدمای دربدر به خیر
میون جاده ها، گم می شم اما، بذار این لحظه ها رو با تو باشم
نذار این جوری تسلیم سکوت شبای ابری بی انتها شم
محمد نويري / بهمن ۸۵
تموم مي شه اين دفتر کاهي و /تو رو بازم از نو ورق مي زنم
چه قد با هم اين دفترو رج زديم/چه قد با هم از کوچه ها رد شديم؟
چه قد گيج و گم تو همين کوچه ها/گمِ سوتِ بايد نبايد شديم؟
چه قد کنج اين کوچه ها، بی گناه/به جرم همين عشق مرتد شديم
چرا بد شدیم ما؟ چرا بد شدیم؟
چه روزا که چشمامو دادم به تو/چه شبها که دستاتو دادي به من
چه روزا که دستاي سرما زده ت/پناه غرور شکسته م شده ن
چه قد کوچه ها عطرِ ما رو گرفت/چشامون ردِ کوچه ها رو گرفت؟
چه روزا که آغوش دو تا غریـــبِ سرمازده کوچه ها رو گرفت!
سکوت کدوم کوچه بد کرد عزیز؟/غروب کدوم جمعه از ما نبود؟
دعای کی نفرین شد و فرصتی/واسه کشف راز معما نبود!
چرا گریه هامو ندیدی عزیز؟/چرا بد شدم من، چرا بد شدی؟
چرا دست نذاشتی تو دستای من/چرا پايی که پشت پا زد شدی
چرا توی اين قصه ی بی دروغ/کلاغی که هيچ وقت نيومد شدی
چرا بد شدم من، چرا بد شدی !
بمون تا بتونیم بمون تا بخوایم/بمون تا که مثل روزای قدیم
بازم دست بذاریم تو دستای هم/نگو بد شدیم ما، نگو بد شدیم !
محمد نویری
۶ مرداد ۸۵
چه قد آرزو گریه شد، رفتی و تموم تنم رنگ و بوتو گرفت
چه قد تو چشِ کوچه باریدم و تموم شبا رنگ ماتم گرفت
یه عمر حرف بود و یه دل درد دل ولی تا نوشتم "تو" گریه م گرفت
همین اشکا رو باور کن نگو درداتو می شناسم
نگو حرفامو می فهمی، نگو دلواپسی واسه م
نگو اون همه گریه کافی نبود نگو رسم دنیا تلافی نبود
نگو عکس من توی چشمای تو خیالِ کسی که می بافی نبود
کدوم بوسه ها رو؟ کدوم گریه رو؟ کدوم پرسه ی ترسو یادت میاد؟
هنو یادته وقت رفتن که تا که گفتم خدا... گریه مهلت نداد؟
همین اشکا رو باور کن، نگو درداتو می شناسم
نگو حرفامو می فهمی، نگو دلواپسی واسه م
محمد نویری
مرداد ۸۶
موعود همه این سال ها
یه نفر از اونور جاده میاد، گرد جاده داره فریاد می زنه
یه نفر که واسه پیشواز نگاش، چشمای چراغ خونه روشنه
یکی که همیشه بی قرارشم، توی یکی از همین روزا میاد
جمعه های ابریو خط بزنه، اگه امروز نرسه فردا میاد
یه نفر از اونور جاده میاد، جمعه های ابریو خط می زنه
لحظهی اومدنش اومده و داره بازم، نبض ساعت می زنه
میاد از اونور جاده های دور، با لبای خسته همصدا بشه
یه نفر از اونور جاده میاد، به سرم دست نوازش بکشه
یه نفر از اونور جاده میاد، تو نگاش سیصد و سیزده تا بهار
عطر نرگسو به خونه م میاره، از سکوت جاده های بی سوار
هنوزم جمعه غروب که میرسه، عطر نر گس از تو سجاده میاد
گرد جاده هنو فریاد می زنه، یه نفر از اونور جاده میاد
محمد نویری
آبان ۸۴
آهنگساز و تنظیم کننده: فرشاد دادخواه
خواننده: محمد سلیم رهبر
آلبوم: همین چیزای ساده
برو که دیدن اشکات، منو به گريه مي ندازه
نگا کن، آخر راهم، نگا کن آخر جاده ست
نمي شه بعد تو بوسيد، نمي شه بعد تو دل بست
منو تنها بذار، اينجا، تو اين روزاي بي لبخند
که بايد بي تو پرپر شد، که بايد از نگات دل کَند
حلالم کن اگه ميري، اگه دوري اگه دورم!
اگه تو گريه مي خندم، حلالم کن، که مجبورم
نگو عادت کنم، بانو، که مي دوني نميتونم!
که مي دوني نفسهامو به ديدار تو مديونم !
فداي عطر آغوشت، برو که وقت پروازه
برو که بدرقه داره، منَم به گريه ميندازه
برو بانو، خداحافظ! برو، تو گريه لالم کن!
خداحافظ، برو اما، حلالم کن، حلالم کن!
محمد نويري/ ۱مرداد ۸۵
آهنگساز و خواننده: مسعود بقایی
آلبوم: خداحافظ / انتشار شهریور ۸۶
لینک دانلود
می ری سفر برو ولی عاشقیامو پس بیار
اشکا فدای قدمت ولی چشامو پس بیار
نفس نفس به عشق تو صدا شکسته تو گلوم
باشه !نمی مونی نمون ولی صدامو پس بیار
به عشق فرداهای خوش، گذشته هامو خط زدی
فردا باشه واسه خودت گذشته هامو پس بیار
سکوت کوچه های شب با پرسه مون نمی شکست
سکوت کوچه واسه تو صدای پامو پس بیار
دار و ندارمو ببر، حالا که قیدمو زدی
ولی برای ماتمت، رخت عزامو پس بار
عشق تو خون تو رگام تموم تار و پود من
عشق و جنون و بی خیال خون رگامو پس بیار
نت به نت غرور من چکید و پات ترانه شد!
می ری برو خوب به درک ترانه هامو پس بیار
محمد نویری / ۷ فروردین ۸۴
خواننده، آهنگساز، تنظیم کننده: مسعود بقایی
لینک دانلود
خيلي تنهام، مثل رگ تو اولين لحظه ي سوزن
خيلي تنهام، مثل دستِ بي غرور روز مردن
آسمون (تيك)، لحظه ها (تاك)، داره مي چرخه تو چشمام
مثل اشكام مي چكم (چیک!)، خيلي خسته م، خيلي تنهام
نه دنبال خودم هستم، نه تو پس كوچه جا مي خوام
فقط يك لحظه تنهايي ، فقط يه كَّم هوا مي خوام
اگه تنهام و از حالم كسي چيزي نمي پرسه
اگه جيباي تنهاييم شبيه قوطي قرصه
اگه زير چشام، دنيا سياهي مي ره، مي ترسم
اگه زندونيِ دنيا شدن، تقديره مي ترسم
نه امشب چيزي از دُنـ (تيك)، نه چيزي از خدا مي (تاك)
نه توي خونه مي خوا (تيك)، نه تو پس كوچه جا مي (تاك)
فقط تو يه سرنگ امشب، هوا مي خوام هوا مي (تاك)(*)
محمد نويري
خرداد ۸۶
*) شعري از گروس عبدالملكيان:
چه قدر به هوا محتاجم/
به هوا در يك سرنگ كوچك!
از كتاب : رنگ هاي رفته ي دنيا
همین که باید از هم دور باشیم، همین که دیدن خوابت گناهه
همین که هیچکی فکرِ عشقمون نیست، همین که هر چی می گن اشتباهه
همین که مشتمو می بینی و باز.../ می دونی گل ندارم توی دستام
همین که دوری و دلگیری از من، همین که غیر تو چیزی نمی خوام
همین چیزا، همین چیزای ساده، داره کم کم تو رو می گیره از من!
همین که خوب من، گریه ش گرفته، همین که خوب من دلگیره از من!
کسی فکر غم ما نیست حتی، اگه باور کنیم همراهمونه
داره آتیش می سوزونه کسی که واسه دردای ما دل می سوزونه
همین که خسته ای از حرف مردم، همین که غم صداتو پیر کرده
همین که خواب دیدی، خواب، اما یکی بد، خوابتو تعبیر کرده
همین چیزا، همین چیزای ساده ست، که داره عشقتو می گیره از من
همین که خوب من گریه ش گرفته همین که خوب من ....
همین چیزا همین چیزای ساده...
محمد نویری /۱۰ شهریور ۸۶
خواننده: محمد سلیم رهبر
آهنگساز و تنظیم کننده: فرشاد دادخواه
نه بي اعتمادم نه بي اعتنا،فقط خسته از اين همه دوري ام
دلم خونه از اين همه فاصله، ببخشيد چن وقته اين جوري ام
ببخشيد اگه جاي دستاي تو، تو دستام بليط خط واحده
اگه اين روزا هر كي از راه مياد مي خواد عشقشو تو دلم جابده
اگه زندگي مون يه ربع ديره و تو چنگ چراغا نفس مي بريم
اگه وقتايي كه به ياد هميم تو دود و ترافيك فحش مي خوريم
اگه از رو تقويم توي اتاق،سر ماه فقط ياد آدم مياد
اگه هر چي هديه ت كنم اخرش غذاي ته هفته مون كم مياد
نه بي اعتمادم نه بي اعتنا،فقط خسته از اين همه دوري ام
دلم خونه از اين همه فاصله، ببخشيد چن وقته اين جوري ام
ببخشيد اگه پابه پاتم هنوز، ولي بودنت مرده تو باورم
اگه از من بعد تو خسته م و اگه از من خسته عاشق ترم
محمد نویری / آذر۸۵
آّهنگساز، خواننده، تنظیم کننده: مسعود بقایی
آلبوم: خداحافظ
لینک دانلود
برای فرزاد نعمتی٬ صادق طولابی و آخرین روزهای زندگی خوابگاهی
فرض كن روزنامه هاتو خوندي و حرفاي تازه داري واسه زدن
فرض كن سيگارتم كشيدي و ديگه وقت خوابته، قاعدتاً
فرض كن تازه رسيده م فرض کن از همه خسته م و وقت خوابمه
فرض كن، یه آدمی قد خودت، فرض كن یه آدمم که آدمه
پايه اي يه دست ورق بازي كنيم؟ حرف تازه داري با هم بزنيم؟
پايه اي تو قوري چايي دم كنيم حرف خوب می ذاری با هم بزنیم؟
پایه ای «ابی» بذارم تا سحر؟ پایه ای فردا صبحو نریم کلاس؟
پایه ای با هم دیگه داد بزنیم «صدایی که خنجرش رو به خداس»؟
سهم من از اين شبا فقط همین لحظه هاییه که شاید پایه شی
این شبا، این آسمون همین اتاق، تنها جائیه که باید پایه شی
فرض کن روزنامه هاتو خوندی و وقتشه یه شب باهم حرف بزنیم!
محمد نویری
خرداد-شهریور۸۷
دست از سر من بردار، از گریه نترسونم
تصویر نشو دیگه، تو خالی فنجونم
تعبیر نشو، وقتی تقدیر نمی ذاره
وقتی که سفر جای تعبیر نمی ذاره
وقتی منو می بینی، دردامو نمی فهمی
دل می کنی و می ری، دستامو نمي گيري
می گم که بمون، میگی، دیوونه نشو، می ری
وقتی که تنت دور و هر خاطره تا ريكه
هر كوچه پر از ردِ درد منه، دردی كه
آغوش تورو میخواد اما تو نمی فهمی!
تاوقتی ازم دوری، تو حادثه جون میدم
سیگارم و اتیشت، تا می رسه جون می دم
هر روز مث دیروز، من شاخه م و تو سیبی
می افتی و دنبالت من دست تکون میدم
دستامو نمی دیدی، دردامو نفهمیدی
افتادی و دل کندی، افتادی و می دیدی:
هر كوچه پر از ردِ درد منه، دردی كه
آغوش تورو می خواست اما تو نفهمیدی
محمد نویری
خرداد ۸۶
کدوم کوچه ی تنگ و تارم که تا به من می رسی، فکر برگشتنی؟
کدوم آسمونم که آهت منو، گرفت و گرفتم، پر از مِه شدم!
کدوم خِش خِش ام از کدوم فصلِِ زرد، که زیر سکوتِ شبت لِه شدم؟
به یاد لبایی که از من نخوند، به یاد صدایی که بعد از تو مُرد
خداحافظ ای خوب برگشتنی، برای همیشه، به یاد قدیم
برو جاده ها چش بِراتن گلم، برو قسمت اینه که تنها بشیم
برو تا ندونم کدوم آرزو، کدوم خِش خِش ام از کدوم فصلِ زرد
برو جاده ها رو بذار زیرپات، برو نازنینم، برو، برنگرد!
خواننده: محمد سلیم رهبر
آلبوم: همین چیزای ساده
مث كابوسِ اين روزا بمون و منو تو دستِ سنگا زير و رو كن
تماشا كن چه بي وحشت هنوزم، اسير كينه ي اين پاره سنگام
تماشا كن، تماشا كن هنوزم، بجز دستاي تو چيزي نمي خوام
اگه تقديره دور از تو بمونم، اگه ممنوعه دستاتو بگيرم
همون بهتر كه تو سنگا بمونم، همون بهتر كه اين جوري بميرم
ببين تا سينه تو خاكم مث سنگ، ببين قلبِ منم مثل تو خونه
ببين اين بار شوخي نيست حالا ديگه پاي من و تو در ميونه
نترس از سنگسارِ لحظه هامون،به من مثل شباي رفته خو كن
منو تو خاكِ برگشتن ببين و منو تو دست سنگا زير و رو كن
محمد نويري
۳ اسفند ۸۵
کیکای نیمه زرد، تو قوطیای تن
سدای پشت سر، تاریخ پشت سد
از چیزی دم نزن، دیوونگی نکن!
زن های بی حجاب، مردای غیرتی
چاراه وحشت و بمبای ساعتی
کشف حجابِ ناب، موهاتو خواهرم
برگ معافیت...؟ آقای محترم؟
تفتيش خونه ها، سین جیم دم به دم
ـ خانم چه نسبتی...؟ هوی یابو با تو ام
از چیزی دم نزن، دست بند می خوری
تو بند وحشتِ مردای چادری
رو سفره پول نفت، جو سازیِ رقیب!
جیبای خالی و وام خریدِ سیب
حرفای سرسری تو گوش میکروفون
کیکای قهوه ای، بنزینِ با کوپن
فكري كه لخته شد، تو هاله های زرد
تا می تونی بخند تا می شه گریه کن!
محمد نویری
اردیبهشت ۸۶
فنجون قهوه تو از اشک پر نکن،
رو میز کافه ها دنبال من نگرد
از قهوه های ترک بویی نمی بری
دنبال ردپا تو فال من نگرد
دنبال رد پات وقتی که گم شدم
پس کوچه ها ازم دردی دوا نکرد
گفتی که بعد از این دنبال من نیا
گفتی غریبه باش دنبال من نگرد
این قصه کهنه شد این عشق دیگه مرد
برگشتی و کسی دیگه تو کافه نیست
برگشتی و کسی تنها نمونده و
هیچکی بدون تو دیگه کلافه نیست
این قصه کهنه شد این عشق دیگه مرد
تو کافه بعد از این دنبال من نگرد
قسمت نشد شبو با بوسه سر کُ ... نه!
قسمت نشد، همین دنبال من نگرد
دنبال من نگرد دیوونگی نکن
من گم شده م که از این لحظه ها برم
من گم شده م که با دستای سرد تو
نا آشنا بیام نا آشنا برم
فنجون فال تو از اشک پر شده
رو میز کافه ها تو لحظه های درد
دنبال من نگرد دیوونگی نکن
دیوونگی نکن دنبال من نگرد
محمد نویری
فروردين ۸۶


