تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری

تَهِ این کوچه هنوزم یه نفر، مشتِ خاطراتِتو می باره
هنوزم زُل زده تو چشمای شب، هنوزم نگاهِتو کم داره
تهِ بن بستِ خیال و خاطره، هنوزم عکس تو رو می بوسه
هنوزم کوچِ تو واسه ش مرگه، دلخوشه، به عکس و اشک و بوسه
کوچه بوی تو رو داره، بارون،خاطرات تو رو از بر کرده
کوچه خیسه، کوچه تاره، انگارکوچِ چشم تو رو باور کرده

ته این کوچه هنوزم یه نفر، پَرپَرِ خاطره هاته برگرد
هنوزم صداتو باور داره، تاهمیشه چِش براته برگرد
تهِ این کوچه هنوزم باید، یکی از سپیده ها برگرده
هنوزم یکی تو رو می خونه، هنو با ستاره ها همدرده
کوچه بوی تو رو داره، وقتی درد بی ستارگی رو می شکنم
خیسه از هجوم بی وقفه ی اشک ،وقتی که اون یه نفر خود منم
چشمک ستاره پایان منه، وقتی دستامو به شب می سپارم
وقتی بی وقفه، تو شب می ریزم، وقتی دستای تو رو کم دارم
ته این کوچه ی یخ بسته و تار، تا همیشه، منتظر می بارم
چشام از عبور تو لبریزه، خودم از حضور تو سرشارم.

محمد نویری
دی ماه ۸۴

+ نوشته شده در  شنبه 1384/06/26ساعت 20:45  توسط محمد نویری  | 

شبِ آوار دلتنگی شبِ تاريکِ بي وقفه
شبي که واسه اين تنها، حريرِآ سمون سقفه
شبِ تو گريه گُم بودن، ميون چرخه ي تکرار
شبي که لحظه تب داره، شبِ تاريکِ نکبت بار
نمي دونم کجا هستم تو اين سر در گريبوني
کدوم فرياد و مي بارم تو اين شبهاي باروني
که جز غربت که جز تکرار کسي هم پرسه ي من نيست
که واسه کوچ از اين قصه ، چراغ کوچه روشن نيست
کجا بايد برم بي تو که پاي بي تو مي لنگه
که شب چشمامو پوشونده که حتي گريه کمرنگه
کجا بايد برم بي تو که پاي رفتنَم مُرده
که حتي لرزشِ سايه م به قَتلِ من قسم خورده
به غير از تو که معنای همه دلبستگي هايي
کي مي گيره شبامو از رکود و بغضِ تنهايي
کي هم پایِ منِ ابری ، غمِ چشمامو باریده؟
به اين بی وقفه بارونی، کي غير از تو نفس مي ده؟
به غیر از تو ، کدوم ناجی ، شبو از کوچه می گیره ؟
کی واسه خستگی های تنِ این خسته می میره ؟

محمد نویری  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/23ساعت 16:28  توسط محمد نویری  | 


گرمی دستاتو باخته م امنِ سایه ت رو سرم نیست
آخر قصه رسیده ! ولی قصه باورم نیست
بی تو من موندم و سایه، هق هق و چراغ نفتی
باورم نمی شه اما،جای خالیت،میگه رفتی
منم و تنها یه سایه ! با صدای گرمِ پِت پِت
وقتی خاموشی نشسته جایِ چلچراغ چشمت!
باورم نمی شه نیستی باورم نمی شه رفتی
اما بغض خونه یعنی: واسه ی همیشه رفتی
آخرین خط ترانه نطفه بسته توی چشمام
صفحه ی باز حوادث، عکس من ، جوان ناکام !

محمد نویری
۲۷مهر ۸۳ ( بازنویسی: شهریور ۸۴)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/13ساعت 9:33  توسط محمد نویری  | 

به یاد زنده یاد فرهاد مهراد به مناسبت هشتم شهریور سومین سالگشت وفات این بزرگ !
گنجشکک اشی مشی رو هم بخونید که مطلبش انگیزه ی نوشتن این ترانه رو ایجاد کرد .


توی کوچه های تاریک ٬‌ آینه غمگینه مسافر
واسهسقف کاغذیمون ! گریه سنگینه مسافر
بته های روشن نور زیر پامون گر می گیره
با صدای بی صدا مون ٬مردتنها نمی میره
تو شب آخر مهتاب ٬ ماه تو خوابه ما رو دریاب
چیکه های نور و بردار از شب خلوت مهتاب


نگو بامن نبودی یار
که ترانه با تو یاره
توی این عربده بازار
وحدت تو موندگاره !

با من از گلای برفی ازگل یخ قصه گفتی
از حقیقت پرنده توی مسلخ قصه گفتی !
جمعه ها رو زنده کردی تو شبای کوچه گردی!
جغد بارون زده مونو توی خونه زنده کردی
جدول نیمه تمومت قصه ی خستگیاته
مرد تنها تو چه کردی ؟که شکفتن تو صداته؟


نگو بامن نبودی یار
که ترانه با تو یاره
توی این عربده بازار
وحدت تو موندگاره !

محمد نویری







جوانی های فرهاد پشت پیانو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/06/09ساعت 11:50  توسط محمد نویری  |