تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری

خیلی دور و خیلی نزدیک  به پیشنهاد محمد باقر حاجياني

 

توي سينما فلسطين ، لحظه ها وقتي سيا شد  توي لحظه هاي تاريک

مثل شاخه و كبوتر،دستا با هم آشناشد خيلي دور و خيلي نزديک

توي سينما فلسطين آخرين ستاره بودي توي لحظه هاي تاريک

بهترين بهانه ي من، بودي و دوباره بودي خيلي دور و خيلي نزديک

هنو کوله بار اون مرد پردلتنگي آبه

هنو چشماي مسلح پي ديدن شهابه

هنو شن باد و خيانت، توي صحرا نمي تونه، جلوي عشقو بگيره

هنوزم يه مرد عاشق ، روي امنِ شونه ي تو سر ميزاره تا بميره !!

هنوزم اون زن کولي ، تو کف ، فال ما مونده

هنو تصوير  من و تو،توي رودخونه جا مونده

هنو  رودخونه ي اين شهر  بوي عطر تو رو داره

هنو فواره ي آبي تو رو ياد من مياره

اگه حتی نمي تونيم بريم از اين شب تاريک

هنو سينما فلسطين خيلي دورو خيلي نزديک

 

محمد نويري

مهرماه 84

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 12:3  توسط محمد نویری  | 

پُرِ انتظارِ هِق هِق روي برگشتِگي لب

مثل گستاخي کوفه ، مث تنهايي زينب

مث دريا ، مثل بغضِ کوچه هاي غم گرفته

منو تا گريه خطر کن، عمريه دلم گرفته

ببرم ازاين عذاب ِ بي ستاره ي دمادم

بذار تو گريه بسوزم که يه شمع روبه بادم

بذار اين فصل سياهو با تو حاشا کنم اين بار

بذار دستاتو تو دستام و براي آخرين بار

منو تا ترانه تر کن از تو چشمام شبو بردار

ببرم تا لب درياچه ي بغض ِ اين غمِ هار !

                          ***

مث دريا ، مثل بغضِ کوچه هاي غم گرفته

منو تا گريه خطر کن، عمريه دلم گرفته

مهر ۸۴

+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/09ساعت 14:4  توسط محمد نویری  |