شَبِ جمعه ست ، يه دونه خودکار ِآبي، دو- سه تا کاغذِ کاهي، توي دستام
مي زنم تو سَرِ ريگي که نشسته تو خيابون - که بياد بام -
شبِ جمعه ست ، سايه مو هِي جا مي ذارم زير پام
راه می رم ، داد می زنم ، باز تو رو مي خوام
شب جمعه ست - تک و تنهام - داره بارون ميزنه -
شب جمعه ست ، توي چشمام ، داره بارون ميزنه
****
بيست و یکمين چراغو ، رَد شُدم ! تنها همراهمو گُم کرده چشام !
حالا ديگه تنها با ، صداي پاهام ، پا به پام
شب جمعه ست ، کاغذا خيسه و خودکار ، نمي تونه بنويسه ،
رو تنِ سياهِ کفشام ، کَفَنِ گِل خونه کرده
کاپشنم خيسه ، کلاهم رو سرم يخ زده ، دستام داره از سرما می سوزه
بد جوری سردمه - سرده-
صبح شنبه ست توي روزنامه نوشته ن :
يه جوون خودکشي کرده
***
شب جمعه ست ، همه مهربون شده ن ، واسه من مرثيه ها سَر مي کنن !
با صداشون گوشاي منو که هيچ ، گوشاي آسمونو کَر مي کنن .
شب جمعه ست همه رفته ن تو ولي
رو سرِ جنازه هق هق مي کني
شب جمعه ست و داري دق مي کني .
***
شب جمعه ست ، يه دونه خودکارِ آبي، دوسه تا کاغذِ کاهي، توي دستات
مي زني توسر ريگِ تو خيابون -که بياد بات -
محمد نویری
26آبان ۸۴
19 دی ماه تولد اسطوره ی ترانه ی نوین ایرج جنتی عطایی را به دوستداران ترانه تبریک می گوییم .
( وبلاگ های محسن آزادی ، روزبه آزادی و علی سجودی نیز امروز با همین مطلب به روزند.)


