
گریه نکن، دوباره ی رفتنتو به روم نیار
گریه نکن، عزیز دل، گریه نکن، همین یه بار!
گریه نکن،که خالی خونه رو از تو پر کنم
گریه نکن، که واندم، به این عذاب دم به دم
بخند، که پر شم از تو و خاطره های انتظار
گریه نکن، عزیز دل، گریه نکن، دووم بیار
دووم بیار، که دلخوشیم گم نشه پشت پنجره
دووم بیار، که جای تو، رفتنت از اینجا بره!
بخند، نگو که این عبور، غروب خاطرات ماست
بخند، نگو دستای شب همیشه پشت شیشه هاست
دووم بیار، ببین، شب هم، شبیه بخت ما سیاست...
به روت نیار، که روزگار ما رو برای هم نخواست
گریه نکن که شیشه ها دست شبو پس بزنه ...
محمد نویری
14 تیر 85
به همیشه های عماد مرتضوی و رضا ساکی
تل خاک و خاکستر، این محله ی ما نیست
خون و گاز اشک آور، این محله ی ما نیست
راتو کج کن و برگرد این کوچه پر از مرده ست
اصلا نرسی بهتر ... این محله ی ما نیست
اینجا پر باروته، ما رو کجا آوردی؟ این محله ی مانیست
چشما پره از چاقو، چاقو نزنی خوردی، این محله ی مانیست
وحشت چراغ سرخ، جیغِ یاغیِ آژیر
افسرای بی بیسیم، یاغیای(یاغی های) خود درگیر
این محله ی مانیست، خوانِ هشتم مرگه
کوچه ها پر از ترس و خون و پوکه و هفت تیر
ما رو کجا آوردی؟ افسرا رو نشمردی؟ این محله ی مانیست
خوان هشتم مرگه، چاقو نزنی خوردی! این محله ی ما نیست
این محله ی مانیست، آدما غریبه ن بام
کوچه های ویرونه، روی چوبه ی اعدام
این زمین بی لبخند خشکی کدوم جنگه
این محله ی مانیست، کوچه هامونو می خوام
این همه جسد اینجاست، مرده ها رو نشمردی؟ این محله ی مانیست
چشما پره از چاقو، چاقو نزنی خوردی این محله ی مانیست
محمد نویری
بهمن 84- مهر 85