برای فرزاد نعمتی٬ صادق طولابی و آخرین روزهای زندگی خوابگاهی
فرض كن روزنامه هاتو خوندي و حرفاي تازه داري واسه زدن
فرض كن سيگارتم كشيدي و ديگه وقت خوابته، قاعدتاً
فرض كن تازه رسيده م فرض کن از همه خسته م و وقت خوابمه
فرض كن، یه آدمی قد خودت، فرض كن یه آدمم که آدمه
پايه اي يه دست ورق بازي كنيم؟ حرف تازه داري با هم بزنيم؟
پايه اي تو قوري چايي دم كنيم حرف خوب می ذاری با هم بزنیم؟
پایه ای «ابی» بذارم تا سحر؟ پایه ای فردا صبحو نریم کلاس؟
پایه ای با هم دیگه داد بزنیم «صدایی که خنجرش رو به خداس»؟
سهم من از اين شبا فقط همین لحظه هاییه که شاید پایه شی
این شبا، این آسمون همین اتاق، تنها جائیه که باید پایه شی
فرض کن روزنامه هاتو خوندی و وقتشه یه شب باهم حرف بزنیم!
محمد نویری
خرداد-شهریور۸۷
دست از سر من بردار، از گریه نترسونم
تصویر نشو دیگه، تو خالی فنجونم
تعبیر نشو، وقتی تقدیر نمی ذاره
وقتی که سفر جای تعبیر نمی ذاره
وقتی منو می بینی، دردامو نمی فهمی
دل می کنی و می ری، دستامو نمي گيري
می گم که بمون، میگی، دیوونه نشو، می ری
وقتی که تنت دور و هر خاطره تا ريكه
هر كوچه پر از ردِ درد منه، دردی كه
آغوش تورو میخواد اما تو نمی فهمی!
تاوقتی ازم دوری، تو حادثه جون میدم
سیگارم و اتیشت، تا می رسه جون می دم
هر روز مث دیروز، من شاخه م و تو سیبی
می افتی و دنبالت من دست تکون میدم
دستامو نمی دیدی، دردامو نفهمیدی
افتادی و دل کندی، افتادی و می دیدی:
هر كوچه پر از ردِ درد منه، دردی كه
آغوش تورو می خواست اما تو نفهمیدی
محمد نویری
خرداد ۸۶
کدوم کوچه ی تنگ و تارم که تا به من می رسی، فکر برگشتنی؟
کدوم آسمونم که آهت منو، گرفت و گرفتم، پر از مِه شدم!
کدوم خِش خِش ام از کدوم فصلِِ زرد، که زیر سکوتِ شبت لِه شدم؟
به یاد لبایی که از من نخوند، به یاد صدایی که بعد از تو مُرد
خداحافظ ای خوب برگشتنی، برای همیشه، به یاد قدیم
برو جاده ها چش بِراتن گلم، برو قسمت اینه که تنها بشیم
برو تا ندونم کدوم آرزو، کدوم خِش خِش ام از کدوم فصلِ زرد
برو جاده ها رو بذار زیرپات، برو نازنینم، برو، برنگرد!
خواننده: محمد سلیم رهبر
آلبوم: همین چیزای ساده


