تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری

 همین چیزای ساده

 

 

همین که باید از هم دور باشیم، همین که دیدن خوابت گناهه

همین که هیچکی فکرِ عشقمون نیست، همین که هر چی می گن اشتباهه

همین که مشتمو می بینی و باز.../ می دونی گل ندارم توی دستام

همین که دوری و دلگیری از من، همین که غیر تو چیزی نمی خوام

 

همین چیزا، همین چیزای ساده، داره کم کم تو رو می گیره از من!

همین که خوب من، گریه ش گرفته، همین که خوب من دلگیره از من!

 

کسی فکر غم ما نیست حتی، اگه باور کنیم همراهمونه
داره آتیش می سوزونه کسی که واسه دردای ما دل می سوزونه
همین که خسته ای از حرف مردم، همین که غم صداتو پیر کرده
همین که خواب دیدی، خواب، اما یکی بد، خوابتو تعبیر کرده

 

همین چیزا، همین چیزای ساده ست، که داره عشقتو می گیره از من
همین که خوب من گریه ش گرفته‌ همین که خوب من ....
همین چیزا همین چیزای ساده...

 

محمد نویری

10 شهریور 86

 


نشد

 

چه قد گریه کردم بمونی، نشد/ چه قد بغض رفتن گلوتو گرفت

چه قد آرزو گریه شد، رفتی و / تموم تنم رنگ و بوتو گرفت

چه قد تو چشِ کوچه باریدم و / تموم شبا رنگ ماتم گرفت

یه عمر حرف بود و یه دل درد دل/ ولی تا نوشتم "تو" گریه م گرفت

 

همین اشکا رو باور کن نگو درداتو می شناسم

نگو حرفامو می فهمی، نگو دلواپسی واسه م

 

نگو اون همه گریه کافی نبود، نگو رسم دنیا تلافی نبود

نگو عکس من توی چشمای من، خیالِ کسی که می بافی نبود

کدوم بوسه ها رو؟ کدوم گریه رو؟ کدوم پرسه ی ترسو یادت میاد؟

هنو یادته وقت رفتن که تا که گفتم خدا... گریه مهلت نداد؟

 

همین اشکا رو باور کن، نگو درداتو می شناسم

نگو حرفامو می فهمی، نگو دلواپسی واسه م

 

محمد نویری

مرداد 86

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 15:16  توسط محمد نویری  |