تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری
کدوم حرفا؟ کدوم دردا کدوم دل؟ دلی دیگه تو این سینه نمونده
به چی دل خوش کنم وقتی تو نیستی به غربت یا به شعرای نخونده؟
ببین غم راه چشمامو گرفته، نگاه کن غصه تا اینجام رسیده!
نگو فردا؟ کدوم فردا؟ کدوم ما؟ کسی خوابی برای ما ندیده
پر از دردم، اگه چیزی نمی گم هنوز دلواپس تنهاییاتم
هنوزم هر جا باشی نازنینی هنوزم هر جا باشی پابه پاتم
ببین از  شرم این دستای خالی تموم خونه مونو غم گرفته
ببین پس کوچه ها باور ندارن ازم دلگیری و گریه م گرفته
پر از حرفم اگه چیزی نمی گم نمی خوام هیچ کسی چیزی بدونه
اگه از آرزوهامون نمی گم نمی خوام حسرتش واسه ت بمونه
نپرس از دل، نپرس از آرزوهام فقط این لحظه ها رو پا به پام باش
نترس از گریه های بی بهونه م فقط دلواپس تنهاییام باش

محمد نویری
۱۹ مهر ۸۶


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 9:26 | موضوع :
| |
دمت گرم جمعه 1386/07/20

به هفت زبون حرف می زنی،آره تو  بهتر از منی               دمت گرم!

روزنامه خونی مثلا، عطر فرنگی می زنی                       دمت گرم!

 

از منطق و فلسفه تا فوق لیسانس معماری

هر چیزی که ما نداریم تو شیش تا شیش تا شو داری       دمت گرم

از آسمون و از زمین، دیپلم افتخار داری                           دمت گرم

ما ایزوی غصه داریم به کار ما چی کار داری؟

می گه ن توی خونه ت فقط، فیلمای ارجینال داری

می گن سه تار می زنی وآرشیو دث متال داری                   دمت گرم!

 

تو همه صفا اولی، حتی توصف بربری

آره تو اهل قلمی، آره تو صاحب نطری                            دمت گرم

گریه و غصه و عزا، خستگی و دربدری

زندگی مون فیلم­هندیه، تو زندگی ت فیلم­هنری!             دمت گرم!

ما هر چی ام داد می زنیم، محل سگ نمی ذارن

تو هذیونت شعر می شه و شعرای ما دری وری              دمت گرم

آره پسر، تو محشری، از همه کار درست تری

هر جوری ام حساب کنی، از ما یه جورایی سری             دمت گرم!

ما عشق سلمان خان و تو، رفیق نیکول کیدمنی!             دمت گرم!

کارت درسته بد رقم، به قول بچه ها گفتنی                      دمت گرم

 

ترانه سرا: محمد نویری
آهنگساز، خواننده، تنظیم کننده: مسعود بقایی

 آلبوم: خداحافظ

دمت گرم رو شهریور امسال به پیشنهاد مسعود بقایی عزیز نوشتم. قسمت هایی از ترانه هم کار مسعوده، آهنگ این ترانه رو میتونید از اینجا دانلود کنید.


نظرات (ورد پرس)


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 5:30 | موضوع :
| |
دعا کن جمعه 1386/07/06

دعا کن تا ورق جوری نگرده كه پاييزاي كهنه پا بگيره
دعا كن، بازي تقويم و تقدير نتونه امشبو از ما بگيره! 
دعا كن، آرزوهاي من و تو مث دستاي تو، آزاد باشه
دعا كن قسمت دستاي سردم همون كه خوب من مي خواد باشه
منو ازاين شب ابري صدا كن تموم امشبو همراه من باش
دعا كن تا سكوتم زير و رو شه مث هر شب رفيق راه من باش
غماتو گریه کن تا جون بگیرم بذار دستام از عشقت خون بگیره
هنوزم تشنَمه اخماتو وا کن یه کاری کن چشام بارون بگیره
تو می دونی که با این کوچه ی تار صدایی جز قدمهات آشنا نیست
تو می دونی به جز اشكام بي تو چراغی بي قرار كوچه ها نیست
دعا کن تا کسی چیزی نفهمه از اين پس كوچه های بي تو بودن
دعا کن امشبو با هم بمونيم دعا کن آرزوها پا بگیرن

دعا كن تا ورق جوري نگرده...
محمد نويري / مهر 86


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 15:25 | موضوع : دعا کن
|

وقتی رفتم کسی بدرقه م نکرد، کسی تنهاییمو از من نگرفت
کوچه ای با کاسه های بدرقه جلو رامو وقت رفتن نگرفت
کسی بارونیِ چشمامو نخواست کسی تنهایی دستامو ندید
بودنم فرقی واسه کسی نداشت، وقتی رفتم  کک هیچکس نگزید! 

میون جاده ها، گم می شم اما، بذار این لحظه ها رو با تو باشم
نذار این جوری تسلیم سکوت شبای ابری بی انتها شم  

وقتی رفتم، از تموم خونه ها، بوی حلوای جنوبی می اومد
وقتی رفتم، آسمون کل می کشید، شیشه ی پنجره ها دهل می زد
وقتی رفتم، وقتی رفتم، یه نفر، رو به کوچه ها نگفت سفر به خیر
یه نفر نگفت که یاد كوچه ها، یاد آدمای دربدر به خیر

میون جاده ها، گم می شم اما، بذار این لحظه ها رو با تو باشم
نذار این جوری تسلیم سکوت شبای ابری بی انتها شم

محمد نويري / بهمن ۸۵


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 14:43 | موضوع : وقتی رفتم
|
چه قد بد شدیم یکشنبه 1386/07/01
دارم انتظارو ورق مي زنم/ شب کوچه ها رو ورق مي زنم
تموم مي شه اين دفتر کاهي و /تو رو بازم از نو ورق مي زنم
چه قد با هم اين دفترو رج زديم/چه قد با هم از کوچه ها رد شديم؟
چه قد گيج و گم تو همين کوچه ها/گمِ سوتِ بايد نبايد شديم؟
چه قد کنج اين کوچه ها، بی گناه/به جرم همين عشق مرتد شديم
چرا بد شدیم ما؟ چرا بد شدیم؟

 چه روزا که چشمامو دادم به تو/چه شبها که دستاتو دادي به من
چه روزا که دستاي سرما زده ت/پناه غرور شکسته م شده ن
چه قد کوچه ها عطرِ ما رو گرفت/چشامون ردِ کوچه ها رو گرفت؟
چه روزا که آغوش دو تا غریـــبِ سرمازده کوچه ها رو گرفت!

 سکوت کدوم کوچه بد کرد عزیز؟/غروب کدوم جمعه از ما نبود؟
دعای کی نفرین شد و فرصتی/واسه کشف راز معما نبود!
چرا گریه هامو ندیدی عزیز؟/چرا بد شدم من، چرا بد شدی؟
چرا دست نذاشتی تو دستای من/چرا پايی که پشت پا زد شدی
چرا توی اين قصه ی بی دروغ/کلاغی که هيچ وقت نيومد شدی
چرا بد شدم من، چرا بد شدی !

بمون تا بتونیم بمون تا بخوایم/بمون تا که مثل روزای قدیم
بازم دست بذاریم تو دستای هم/نگو بد شدیم ما، نگو بد شدیم !

محمد نویری
۶ مرداد ۸۵


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 22:20 | موضوع : چه قد بد شدیم
|
نشد یکشنبه 1386/07/01
چه قد گریه کردم بمونی، نشد چه قد بغض رفتن گلوتو گرفت
چه قد آرزو گریه شد، رفتی و تموم تنم رنگ و بوتو گرفت
چه قد تو چشِ کوچه باریدم و تموم شبا رنگ ماتم گرفت
یه عمر حرف بود و یه دل درد دل ولی تا نوشتم "تو" گریه م گرفت

همین اشکا رو باور کن نگو درداتو می شناسم
نگو حرفامو می فهمی، نگو دلواپسی واسه م

نگو اون همه گریه کافی نبود نگو رسم دنیا تلافی نبود
نگو عکس من توی چشمای تو خیالِ کسی که می بافی نبود
کدوم بوسه ها رو؟ کدوم گریه رو؟ کدوم پرسه ی ترسو یادت میاد؟
هنو یادته وقت رفتن که تا که گفتم خدا... گریه مهلت نداد؟

همین اشکا رو باور کن، نگو درداتو می شناسم
نگو حرفامو می فهمی، نگو دلواپسی واسه م

محمد نویری
مرداد ۸۶


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 20:48 | موضوع : نشد
|