تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری
نشد یکشنبه 1386/07/01
چه قد گریه کردم بمونی، نشد چه قد بغض رفتن گلوتو گرفت
چه قد آرزو گریه شد، رفتی و تموم تنم رنگ و بوتو گرفت
چه قد تو چشِ کوچه باریدم و تموم شبا رنگ ماتم گرفت
یه عمر حرف بود و یه دل درد دل ولی تا نوشتم "تو" گریه م گرفت

همین اشکا رو باور کن نگو درداتو می شناسم
نگو حرفامو می فهمی، نگو دلواپسی واسه م

نگو اون همه گریه کافی نبود نگو رسم دنیا تلافی نبود
نگو عکس من توی چشمای تو خیالِ کسی که می بافی نبود
کدوم بوسه ها رو؟ کدوم گریه رو؟ کدوم پرسه ی ترسو یادت میاد؟
هنو یادته وقت رفتن که تا که گفتم خدا... گریه مهلت نداد؟

همین اشکا رو باور کن، نگو درداتو می شناسم
نگو حرفامو می فهمی، نگو دلواپسی واسه م

محمد نویری
مرداد ۸۶


نوشته شده توسط محمد نویری در ساعت 20:48 | موضوع : نشد
|