
بوي نون تنوري
بوي نون تنوري بوي حادثه حس گنگ گرگ و ميش زندگي
حس لمس دستاي نازک ابر حس پاکي و صفا و بچگي
بوي نون تنوري هاي مادرم سر کوچه بارفيقا گپ زدن
گل کوچيک، شيشه شکستن و فرار گم وگيج با ترس به خونه اومدن
حس خوب وسطي زير تگرگ ياد زو کشيدناي بي هوا
پا پتي دويدن اون هم سر ظهر توي رابط* به هواي انتها
ياد اون روزاي بچگي بخير ياد تيله بازي يواشکي
ياد مهر ابي صدآفرين ياد اون روزاي خوب کودکي
وسطي توي حياط مدرسه سر تراشيدنا با نمره ي دو
ديکته هاي پاي تخته ترس صفر پيکاي شادي و مشق سال نو
انتظار ممتد کارتون صبح قصه ي تکراري تام و جري
قصه ي مورچه و مورچه خوار بد قصه ي جيم رفيق هاکل بري
ياد دهقان فداکار وقطار ياد مشق نوشتاي زورکي
ياد اون روزا که کوکي نبوديم ياد اون روزاي خوب کودکي
خونه واسه م همه ی اینا رو داشت
خونه مرهم به غم کهنه گذاشت !
زمستان ۸۲
*:رابط اسم يه بازيه که بدون توپ انجام مي شه و ازدو دسته تشکيل مي شه دسته ي مدافع و دسته ي مهاجم که دسته ي مدافع بايد بين يه سري خط بايستن و مانع از عبور افراد مهاجم بشن چون اگر پاي کسي روي خط ميرفت از دور بازي خارج مي شد به همين دليل بچه ها براي اينکه احتمال خارج شدنشون از بازي کمتر بشه (چون معمولا دمپايي يه مقداري بزرگتر از اندازه ي پاست) بدون دمپايي بازي مي کردن.