
دوباره شب شعله زد و بدون تو سحر نشد
غم غريب کوچه ها مرهم اين سفر نشد
تو اين شب پر از جنون ستاره پوسيد و شکست
زمين ترک خورد و کسي به ماتم من ننشست
نگاه سرد آسمون تو مه نشست و بي صدا
نشستم و شکستم و چکيدم از ترانه ها
ترانه هاي بي کسي دوباره باورم شده
دوباره اعدام من و ستاره باورم شده
دوباره من دوباره تو دوباره قصه ي سفر
دوباره شاخ وبرگ من زير خشونت تبر
بازم سقوط قاصدک ميون درياچه ي خون
دوباره قصه ي سفر- رفتن تو- من و جنون
محمد نويري