بويِ نون تنوري، بوي حادثه، حس ِ جون گرفتن از بوقِ قطار
تلکليفاي ننوشته ، مشقِ شب ،ترسِ ترکه هاي ناظم و فرار
بوي نون تنوري هاي مادرم ، تو حياطِ خيس و بارون زده مون
کاسه ي اَرده و خُرما و رُطَب ، سرِ سفره هاي ماهِ رمضون
حسِ ناب وسطي زيرِ تگرگ، يادِ زو کشيدناي بي صدا
پا پتي دويدن اونَم سر ظهر توي رابط(۱) به هواي انتها
يادِ خونه ست بوي نون و بوي خاک
عاشقونه ست بوي نون و بوي خاک
ياد روزاي قشنگمون بخير ، ترس و تيله بازي يواشکي
روزاي شيشه شکستن و فرار، روزاي هميشه خوبِ کودکي
وسطي کنج حياطِ مدرسه ، سر تراشيدنا با نمره ي دو (۲)
هَوَسِ مشق ننوشتن سرِ شب، شوقِ تعطيلي و،پِيکِ سالِ نو
اين همه خاطره تو ذهن و به دوش ،يه بغل شکستگي ميون ساک
راهي ام ، راهي خونه م! تو سرم :بوي نون تنوري، بوي نمِ خاک
يادِ خونه ست بوي نون و بوي خاک
عاشقونه ست بوي نون و بوي خاک
زمستان ۸۲(۳)
۱)-*:رابط اسم يه بازيه که بدون توپ انجام مي شه و ازدو دسته ي مدافع و دسته ي مهاجم تشکيل مي شه که دسته ي مدافع بايد بين يه سري خط بايستن و مانع از عبور افراد مهاجم بشن.
چون اگر پاي کسي روي خط ميرفت از دور بازي خارج مي شد به همين دليل بچه ها براي اينکه احتمال خارج شدنشون از بازي کمتر بشه (چون معمولا دمپايي يه مقداري بزرگتر از اندازه ي پاست) بدون دمپايي بازي مي کردن.
۲)-مدرسه ها يه مسئول بهداشت داشتن که دانش آموزا رو مجبور ميکردن موهاشون رو با نمره ي دو ماشين کنن.
۳)- کار اصلي مربوط به زمستان ۸۲ بود که چند روز پيش بازنويسي شد .
+
نوشته شده در سه شنبه
1384/04/14ساعت 15:0 توسط محمد نویری
|