تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری - مشاعره

تو از موسيقي رگبار سر شار
و من در حسرت ديدار بيمار
تو از احساس باران ترد و تازه
من از باران پر از احساس زنگار
ببين من رفته ام از دست ديگر
مرا با سيل غم بگذار بگذار
ببين من تا کجا غرق جنونم
دگر دست از دل تبدار بردار
منم زخمي ترين مصلوب اين شهر
تويي آن ناجي مرد سر دار
بيا بر من بخوان آيات احساس
بيا جولان بده در دشت گيتار
اگر رفتي مرا با خود نبردي
اگر گم کردمت در يک شب تار
برو دست علي پشت و پناهت
برو ما را به شب جان ناله بسپار

 ملیحه عارفی



تو از موسيقي رگبار سرشار
من از شب گريه هاي بي بهانه
تو سنگي مثل تزوير شب من
ولي من تا هميشه عاشقانه
تو آواز تب آلود شب من
تو درگير سکوت مبهم عشق
تو در جشن کريه سنگ بودن*
من اما تا ابد در ماتم عشق
کجاي قصه گم شد قلب پاکت
کجاي قصه از تکرار خواندي؟
کجا ويرانه شد ان آرزو ها
که بي من زير اين آوار ماندي
بدان آواره ي بي همترانه
سکوت عشق يعني مرگ پرواز
وسنگي بودن قلب تو يعني
ترک در بغض تنهامرد آواز
محمد نويري
(کريه رو حواستون باشه گريه نخونيد)

+ نوشته شده در  شنبه 1383/10/26ساعت 16:59  توسط محمد نویری  |