
بیا تو چشم من، باش و، سکوتو سر نگیر از نو
بگو از مرگِ نیلوفر، بگو از من ، من ِ بی تو
بیا تو لحظه جاری شو، تن ِ تب کرده مو دریاب
نذار تو چشم ِ شب گم شم ، مث پروانه تو مرداب
ببین! دلواپسی هاتو ، تو این افسانه کم دارم
ببین از گریه ها خیسم ، یه کارون گریه،غم دارم
نمی خوام اسم پروازو تو این افسانه از بر شم
توی آغوش معصومت بمونم تا که مرمر شم ! *
نمی خوام از شب چشمت هلال ماهو بردارم
شبای انتظارم رو تو قاب گریه بشمارم.
فقط میخوام ازاین هقهق منو راحت کنی امشب
به این بی وفقه بارونی ، به من، عادت کنی امشب !
صدامو گریه باور کرد، تو هم باور کن این دفعه
بذار امنیتت حس شه ، برای آخرین دفعه !
ببین ویرونه ی دردم تو ذهن ساکت تقویم !
بیا هم زخم دیروزی، نذار ازقلب هم کم شیم!
توضیحات:
*مرمر یه سنگ دگرگونیه ! سنگهای دگرگونی سنگهایی که هستند که در اثر گرما و فشارو به مرور زمان تشکیل می شن.