به یاد زنده یاد فرهاد مهراد به مناسبت هشتم شهریور سومین سالگشت وفات این بزرگ !
گنجشکک اشی مشی رو هم بخونید که مطلبش انگیزه ی نوشتن این ترانه رو ایجاد کرد .
توی
کوچه های تاریک ٬
آینه غمگینه مسافر
واسه
سقف کاغذیمون ! گریه سنگینه مسافر
بته های روشن نور زیر پامون گر می گیره
با
صدای بی صدا مون ٬
مردتنها نمی میره
تو
شب آخر مهتاب ٬ ماه تو خوابه ما رو دریاب
چیکه های نور و بردار از شب خلوت مهتاب
نگو
بامن نبودی یار که ترانه با تو یاره
توی این عربده بازار
وحدت تو موندگاره !
با من از گلای برفی از
گل یخ قصه گفتی
از حقیقت پرنده توی مسلخ قصه گفتی !
جمعه ها رو زنده کردی تو شبای کوچه گردی!
جغد بارون زده مونو توی خونه زنده کردی
جدول نیمه تمومت قصه ی خستگیاته
مرد تنها تو چه کردی ؟که شکفتن تو صداته؟
نگو
بامن نبودی یار که ترانه با تو یاره
توی این عربده بازار
وحدت تو موندگاره !
محمد نویری
جوانی های فرهاد پشت پیانو
+
نوشته شده در چهارشنبه
1384/06/09ساعت 11:50 توسط محمد نویری
|