تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری -
اولين بار که ديدمش توي کانون خوزستانيها بود.پارسال هردومون صفری بوديم.براي بار دوم
تو جلسه ي خوزستاني هاي دانشگاه ديدمش اونجا بود که متوجه شدم اون هم مي نويسه.شعر و نثرو...اين اواخر هم که تقريبا تمام کارهاي جديدش رو با هم ميشينيم و ميخونيم و سوال ميپرسم و جواب ميده.


به مناسبت چاپ شدن اولين کتابش باهاش يه مصاحبه ي دوستا نه داشتم.اون هم پشت در بسته اتاقمون.اين هم متن مصاحبه:

جلد  کتاب در لچکی های دفترکه از اورکات عماد کش رفتم
-خب عماد جان اول خودتو معرفي کن:
من عماد مرتضوي متولد 7 اسفند 1363 در اهواز هستم الآن هم دانشجوي ترم سوم رشته ي کامپيوتر دانشگاه صنعتي اصفهان هستم ديگه چي بگم؟
-بگو از کي شروع کردي به شعر نوشتن ؟
اگه بهشون بشه گفت شعر ! از کلاس دوم راهنمايي. البته از چهارم ،پنجم ابتدايي متوجه شدم که به شعر کلاسيک علاقه دارم مخصوصا به شاهنامه و بوستان

-خب از کلاسيک شروع کردي بعد رسيدي به نو؟
نه، من از همون اولش کلاسيک کار نبودم از همون بچگي ام هم متن نويس بودم تا شاعر ،الآن هم متن هام رو بيشتر از شعر هام دوست دارم
-نوشته هات بيشتر تو چه سبکي هست؟ از کسي الهام مي گيري ؟
من نمي دونم چه جوريه ؟ يه نکته اي که در مورد شعر هام گفته مي شه اينه که به هيشکي شبيه نيست که واسه ي خودم هم عجيبه که رد پاي از کسي توي شعر هام ديده نمي شه
-چي شد که تصميم گرفتي کتاب چاپ کني ؟اصلا وسوسه ي کتاب چاپ کردن چه طور افتاد تو سرت ؟
والله رويا بود براي من کتاب چاپ کردن ! مثل استاد ادبيات شدن که هميشه برام رويا بوده اتفاقا امروز داشتم کتاب غير منتظره از بوبن رو مي خوندم يه جمله اي داشت که مي گفت : اينگه ما بچه دار مي شيم پول در مياريم و کتاب چاپ مي کنيم هر دليلي که براش بياريم بهانه ست هدف فقط اينه که دوست داشته بشيم من هم فکر مي کنم که در مورد کتاب چاپ کردنم اين موضوع درسته
-خب از آشنايي با نژلا بگو :

من با اومدنم به اصفهان با نژلا آشنا شدم که دوست يکي از دوستان همکلاسي¬ام بود که وقتي فهميد من هم کار مي کنم چند تا از شعر هاش رو بهم داد (تقريبا پائيز 82 بود ) که البته سري اول فقط خوندم و گذاشتم کنار چون ارتباط برقرار نکردم با شعر ها
-يعني حس مي کردي شعر هاي قوي اي نيست يا ....؟
نه سبک و زبان منحصر به فرد خودشون رو داشتن که با حال و هواي من نمي خوند کلا نژلا زبون مخصوص به خودش رو داره
-البته فکر مي کنم بهتر باشه بگيم که داشت! چون اين کارهاي آخري رو که از کتاب خوندم نشون مي ده...
(حرفم رو قطع مي کنه و با خنده مي گه :)بهتره بگيم داشت کلا از موقعي که شروع کرديم به کار مشترک مخصوصا نا مه نگاري هايي که توي کتاب هم هستن زبون من يه جورايي به زبونش چربيد و باعث شد يه مدت زبون کاريش به زبون کار من نزديک بشه ولي الآن دوباره به زبان مخصوص خودش رسيده و از سبک من فاصله
گرفته و داره واقعا قوي مي شه
- من مي خوام فنگ بندازم !(يه اصطلاح جنوبي به معني موش دووندن): حس مي کني تو شاعر بهتري هستي يا نژلا ؟
باخنده:من چي بگم؟ من نمي تونم بگم که از کسي بهترم نژلا يه سري کار داره که من واقعا پيششون کم ميارم ولي اين رو هم قبول دارم که يه سري از کارهام از کارهاي نژلا بهتره به طور کل از کارهاش لذت مي برم ولي يه نکته هست که بايد بگم : پيشنهاد کار مشترک رو من بهش دادم مطمئنا اگر کارش رو قبول نداشتم اين کار رو نميکردم .
- خب بگذريم که اين سوال رو زير سبيلي رد کردي !عماد حس مي کنم لازمه از تحول شعري اي که بعد از آشنايي با مهرنوش نيک پسند برات بوجود اومد و در باره ي خود مهرنوش يه سري توضيحاتي بدي :
من الآن هر چي دارم مديون مهرنوش نيک پسند هستم حس مي کنم همون اندازه که ادبيات امروز به شاملو مديونه من به مهرنوش مديونم اگر مهرنوش نبود من الآن يه پسر 20 ساله با نثر ي چيپ و دخترانه اون هم مربوط به دختراي 14-15 ساله و بدون هيچ تکنيکي بودم کلا دريچه شعر نو رو مهر نوش رو به من باز کرد.
-در باره ي خود مهر نوش هم توضيح بده :
مهر نوش نيک پسند دانشجوي رشته ي صنايع دانشگاه صنعتي اصفهان ورودي 79برنده ي يک دوره جشنواره ي شعر دانشجويي کل کشور شده و از شمس آقاجاني جايزه گرفته کارهاش تو مجلات خيلي معتبر هم چاپ شده و مترجم خوبي هم هست البته از نظر من !!!
-عماد تو ترانه هم کار کردي . درباره ي ترانه هات هم توضيح بده:
من ترانه هم کار کردم ولي ترانه هام بيشتر دغدغه ي شخصي بوده و هميشه همراه با آهنگ بوده
-يعني ملودي اي که تو ذهنت بود با عث خلق ترانه ت مي شد ؟
دقيقا همينه من الآن ترانه اي که بدون ملودي باشه ندارم
- خب من ديگه سوالي به ذهنم نمي رسه فقط يه توضيح کوچولو هم در مورد کتاب بده :
از کتابي که دارم چاپ مي کنم راضي نيستم و کلا از حدود 36 تا کاري که توي کتاب دارم فقط 5-6 تا از کارهام رو دوست دارم ولي تو اين شرايط به چاپ شدنش نياز دارم حس ميکنم که از پتانسيل خودم اصلا استفاده نکرده ام و او نجايي هستم که هنوز به آخرين کاري که ميکنم دارم ايمان ميارم
-عماد! يه کاري داشتي که در باره ي تحويل هفته ها بود ، اون رو مي خوني ؟
الآن بخونم؟
-آره

تا حالا،هيچ فکر کرده اي،هفته ها،کي ها تحويل مي شوند؟

شنبه ها،که هر خري فکر مي کند هفته تحويل مي شوند؟!
يک شنبه ها،که سريال مي بيني؟!
دو شنبه ها،که کسي خانه نيست و مي شود راحت تلفن کرد؟!
سه شنبه ها،که بچه ها زود خانه مي روند و شنيده ام خدا کوه آفريد؟!
چهارشنبه ها،که مدام در اضطراب پنج شنبه ام؟!
پنج شنبه ها،که قرار بود بزايم و تازه فهميدم آبستن نبوده ام؟!
يا جمعه ها،که عمري است دست هايمان حنايي است؟!

يا شايد هفته دايره است...


-بازهم راجع به کتاب بگو تيراژش چه قدره ؟ صفحه آرايي و طراحي جلد از کيه ؟
تيراژ2000 تاست صفحه آرايي کار خانم جعفري و طراحي جلد هم کار آقاي آکوچکيانه که هردو رو شون قبل از سپردن کار به چاپخونه خيلي اذيت کرديم! و ازشون تشکر مي کنم .
- خب عماد ! ممنونم از مصاحبه ت اگه ممکنه از خانم نجفي (نژلا)هم يه وقت مصاحبه بگير که ايشون هم اگر حرف نگفته اي دارن بزنن. اما حرف نا گفته اي اگه داري بگو:
حرف نگفته؟! من دارم از لحاظ شعري تغيير مي کنم هر کي ندونه خود تو خوب مي دوني و تو اين چند ماه خوب حس کردي
از ميان مصاحبه :



*لچک به طرح گوشه ي قالي گفته مي شه و طرحش هم توي آلبوم صفحه ي اورکاتم هست دوستان اگه دوست داشتن مي تونند اونجا ببينند

*مخاطب کتابمون مخاطب عامه نه مخاطب خاص مخاطب رو براي چالش شعر به چالش نکشيديم
*ترانه هاي شاملو رو دوست دارم ولي اصلا به خودم اجازه نمي دم که اونها رو با ترانه هاي ايرج جنتي عطايي مقايسه کنم من اعتقاد دارم که ايرج غول ترانه ي ايرانه
*همه ي کارهاي کتاب يه وجه مشترک دارند و همه شون پر از احساس و لطافت کودکانگي اند]
اينم طرح لچک :

اینم طرح لچک که از اورکات عماد برداشتم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1383/10/27ساعت 1:4  توسط محمد نویری