
پُرِ انتظارِ هِق هِق روي برگشتِگي لب
مثل گستاخي کوفه ، مث تنهايي زينب
مث دريا ، مثل بغضِ کوچه هاي غم گرفته
منو تا گريه خطر کن، عمريه دلم گرفته
ببرم ازاين عذاب ِ بي ستاره ي دمادم
بذار تو گريه بسوزم که يه شمع روبه بادم
بذار اين فصل سياهو با تو حاشا کنم اين بار
بذار دستاتو تو دستام و براي آخرين بار
منو تا ترانه تر کن از تو چشمام شبو بردار
ببرم تا لب درياچه ي بغض ِ اين غمِ هار !
***
مث دريا ، مثل بغضِ کوچه هاي غم گرفته
منو تا گريه خطر کن، عمريه دلم گرفته