تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری - سک سک

- "باشه ، قبول اين دفه من، چشم ، تو فرار

من مي شمارم تو برو يک و دو و سه ، چار

هشتاد و هشت ،بيام ؟ - "نه ! نيا " - هشتاد و نه، نود

- نه نه قبول نيست، دوباره چشماتو هم بذار

***

آره هنوز يادمه ، جمعه غروب بود

من بودم و تو بودي و سرماي زنده رود  

خورشيد مهر روي تن پل داشت مي شکست

من مي شمر... پنجاه و هشت ، پنجاه و نه و شصت...

چشمامو وا کردم هوا تاريک بود و

گشتم پي چشماي تو زاينده رودو

اما نبودي، آسمون بوتو نمي داد

رفتي، و بی تو عاشقي از سکه افتاد

گشتم همه زاينده رودو آخر مهر

خواجو، سی و سه پل، فلزي، بزرگمهر...

حالا شبِ زاينده رودو  غم گرفته

جات خاليه ، تو گريه و ، گريه م گرفته

جاي تو هي مي شمارم و قايم که مي شم

داد مي زنم سک سک ولي، پيدا نمي شم!

گشتم همه زاينده رودو آخر مهر

خواجو ، سی و سه پل، فلزي، بزرگمهر... *

محمد نويري

10/9/84

 

* پل هایی روی زاینده رود  

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/13ساعت 14:11  توسط محمد نویری  |