تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری - کلاغ ؟؟

خواستم ببينم چه طور مي شه ته اين سياهي بد فقط يه چراغ زنبوري باشه ؟ نه!  سياه نويسي کار سختي نيست .

 

_قصه رو دوره نکن خاطره ها خط خطيه

راوي قصه رفيق  اين شب لعنتيه

هر چي بود تموم شده همينه هر چيزي که هست

اينجا  تنها فاجعه ست که مي شه گفت قيمتيه

 

هر چي داشتيمو گرفتن عوض نرخ نفس

تنها ما مونديم و  بغضاي ترک خورده و بس

از تو عمق مرثيه شمع جنون شعله کشيد

رو لبمامون  صدا مرد و طرح  گريه نطفه بست

 

هر چي بود گرفتن و شکستن و سوزوندنش

هر کي گفت نه! بد شد و از تو ترانه روندنش

قصه شد فقط کلاغي که به خونه ش نرسيد

ولي بازقصه ي نا جور  زمونو خوندنش

 

قصه اي که اين دفه فقط   شده شعر جنون

حتي اسم شبو کش رفته شب از رو لبمون

ولي از نفس نيفت که مونده تا فتح صدا

اگه حتي از توقصه ما رو روندن تو بمون

 

از نفس نيفت که مونده برسيم به حادثه

مونده تا عمر شب و شکنجه ها سر برسه

واسه از جا کندن حصاربين خودمون

اگه تنها يه نفس مونده همون نفس بسه

 

_هر چي داشتيمو گرفتن عوض نرخ نفس

حالا ما  مونديم و اين بغض ترک خورده و بس

زير ساطور غم و شکنجه  مصلوب شبيم

کمترين دليل بي حرفي نبود حنجره ست

 

محمد نويري

26/10/83


+ نوشته شده در  یکشنبه 1383/10/27ساعت 1:7  توسط محمد نویری  |