
خواستم ببينم چه طور مي شه ته اين سياهي بد فقط يه چراغ زنبوري باشه ؟ نه! سياه نويسي کار سختي نيست .
_قصه رو دوره نکن خاطره ها خط خطيه
راوي قصه رفيق اين شب لعنتيه
هر چي بود تموم شده همينه هر چيزي که هست
اينجا تنها فاجعه ست که مي شه گفت قيمتيه
هر چي داشتيمو گرفتن عوض نرخ نفس
تنها ما مونديم و بغضاي ترک خورده و بس
از تو عمق مرثيه شمع جنون شعله کشيد
رو لبمامون صدا مرد و طرح گريه نطفه بست
هر چي بود گرفتن و شکستن و سوزوندنش
هر کي گفت نه! بد شد و از تو ترانه روندنش
قصه شد فقط کلاغي که به خونه ش نرسيد
ولي بازقصه ي نا جور زمونو خوندنش
قصه اي که اين دفه فقط شده شعر جنون
حتي اسم شبو کش رفته شب از رو لبمون
ولي از نفس نيفت که مونده تا فتح صدا
اگه حتي از توقصه ما رو روندن تو بمون
از نفس نيفت که مونده برسيم به حادثه
مونده تا عمر شب و شکنجه ها سر برسه
واسه از جا کندن حصاربين خودمون
اگه تنها يه نفس مونده همون نفس بسه
_هر چي داشتيمو گرفتن عوض نرخ نفس
حالا ما مونديم و اين بغض ترک خورده و بس
زير ساطور غم و شکنجه مصلوب شبيم
کمترين دليل بي حرفي نبود حنجره ست
محمد نويري
26/10/83