تبليغاتX
اگه آدمک نبودی - ترانه های محمد نویری - دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده

بادبادکای کاغذی،آسمونای تو به تو
سنگایی که هفتا نشد، حتی تو خواب و آرزو
ثانیه هایی که گذشت، خاطره هایی که نموند
من و دوتا دست کبود، ترکه ی خیس آلبالو

 دستایِ من زیرِ درختِ آلبالو گُم شده

بَس که کَسی نبود تو بارون بیاد

بس که نوشتم «بابا نان داد» ولی

کسی نمونده بود که با نون بیاد!

 

بادبادکامون عمریه، سر نزده به آسمون

کلافه، لای شاخه هاست، کلاف توی دستمون

سنگا حالا هفتا شده اما رو گور آرزو

زیر درخت آلبالو یه ترکه ست و سه قطره خون!

 

دنیایِ من زیرِ درختِ آلبالو گُم شده

بس که نخ بادبادکا طناب دارشون شد

بس که پرنده ها غمِ سنگامو سر بریدن

ولی نصیب آسمون رد سه قطره خون شد

 

محمد نویری

بهمن 85

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/09ساعت 0:36  توسط محمد نویری  |