
توی پست های قبلی با عمادالدین مرتضوی یکی از شاعرای کتاب در لچکی های دفتر مصاحبه کرده بودم این هم مصاحبه با شاعر دوم کتاب خانم نژلا نجفی :
1- خودت رو معرفی کن
فکر میکنم مهم ترین خودی که بخوام معرفی کنم اسممه و ا ینکه کی به کجا اومدم و الآن چه کار می کنم ؟ خب اسمم نژلا نجفیه و به معنی حوری يا دختر سیاه چشمه 6/6/1366 توی اصفهان به دنیا اومدم الآ ن هم برای کنکور می خونم و رشته م ادبیاته که با روحیه م خیلی سازگاره
2- راجع به کتاب هر چیزی به نظرت می رسه بگو:
خب من از بچگی یه چیزایی مي نوشتم که نمی دونم که این حق رو دارم که بهشون بگم شعر یا نه ؟به هر حال از زمانی که من یادمه یه چیزی بوده بین من و قلم و کاغذ اما اینکه بخوام چاپشون کنم:
هیچ وقت نمی خواستم البته علتش کاملا این بود که شعر مو لایق چاپ نمی دونستم اما حالا که کتاب چاپ شد خیلی خیلی هم خوشحالم هنوزم نمی دونم که نوشته هام هم لایق چاپ شدن بودن یا نه به هر حال هر چی هست الان حساب جالبیه که احساسم و تمام اشک ها و خنده هایی که توی این همه شب ها نوشتم داره با دیگران تقسیم می شه از سه بخش کتاب بخش نامه ها رو از همه بیشتر دوست دارم اما شعر هام (لچکی 2) رو بجز دو سه تا بقیه رو قبول ندارم
3- نظرتوراجع به عماد بگو وبگو چه جوری با هم آشناشدید؟
من با عماد پاییز 82 آشناشدم یعنی اززمانی که عماد اومداصفهان امافکرمی کنم اواخر زمستان 82 بود که فهمیدم شعر می گه و به پیشنهاد دوستم که دوست عماد هم بودچندتا از کارهام رو دادم بخونه.بعد از اون بود که عماد شعراش رو خوند از اونجایی که فضای اون موقع من با الآن فوق العاده متفاوت بود همیشه فکر می کردم اگه خود عماد شعراشو برام نخونده بود باهاشون ارتباط برقرار نمیکردم و یا حد اقل این قدر به دلم نمی نشست اما خوشبختانه خودش خوند و به من پیشنهاد داد که شعرامونو با هم چاپ کنیم شاید اگه عماد نبود من هیچ وقت این کار رو نمی کردم یعنی در واقع عماد یه جوری برای چاپ کتاب به من اعتماد به نفس داد و باعث شد بهتر به نوشته هام نگاه کنم ... این در مورد آشنایی و عماد: اما نظرم:شعرای عماد رو خیلی دوست دارم و واقعا قبل از اینکه عماد پیشنهاد چاپ رو به من بده عماد رو خیلی خیلی از خودم قوی تر می دونستم اما خب بعد از پیشنهاد عماد چون یه مدت فقط و فقط با شعرای عماد در تماس بودم وحشتناک ازش تاثیر گرفتم و خب بعد از یه مدت رشدم داد و دیگه اون همه تفاوت رو احساس نمی کردم به هر حال من الآن پیشرفت شعریمو از عماد دارم
4- کلا بجز عماد از کی توی کارهات تاثیر گرفتی؟
گفتم که توی کار های یک سال اخیر از عماد تاثیر زیادی گرفتم اما قبل از اون واقعا نمی دونم.
کسایی که می خونن معتقدن رویا تفتی خیلی رو کارهام اثر گذاشته اما کارهایی از دو یا سه ماه پیش نوشتم (که تعدادشون هم کم بودن) خودم احساس می کنم دارن به سمت خودم می رم جایی که حد اقل خودم توش خیلی کمترزبون کس دیگه ای رو می بینم و این واقعا خوشحال و امیدوارم می کنه
5- راجع به آینده ی ادبی خودت صحبت کن و اینکه چه تصمیمی داری ؟
تصمیم که خوب ! من خیلی تصمیم ها دارم اما باید دید کدوم عملی می شه یکی اینه که فوق العاده دوست دارم در مورد آموزش شهروندی یه کار ادبیات کودک انجام بدم که البته اگه با عماد باشه خیلی خوبه که این کار بیشتر جنبه ی تحقیقاتی داره .. اما چیز دیگه ای که خیلی دوست دارم اینه که کتاب دیگه ای با همین بخشها یا چیزی شبیه جلد دوم چاپ کنیم که فکر میکنم حالا حالا ها مونده
باشه تا این کار انجام بشه . تصمیم دیگه م هم اینه که اگه بالاخره تصمیم نگرفتم تو ی دانشگاه رشته ی ادبیات رو انتخاب کنم و ادامه بدم کنار درسم هم درسای ادبیات رو بخونم و خودم رو تقویت کنم الآ ن به شدت احساس نیاز می کنم به این تقویت انگار که استخوونهای شعرم پوک شدن
و......